تبليغاتX
مسجد علی بن ابی طالب روستای فتح آباد
تلاش در جهت گسترش دین اسلام به یاری خدا و پشتیبانی مسجد امام علی ( ع )
تعريف روزه
مساءله 246 :
روزه آن است كه انسان براى انجام دادن فرمان خداوند عالم ، از اذان صبح تا مغرب ، از چيزهايى كه روزه را باطل مى كند و شرح آنها بعداً گفته مى شود، خوددارى كند.
نيّت روزه
مساءله 247 :
انسان مى تواند در هر شب از ماه رمضان ، براى روزه فرداى آن نيّت كند. همچنين جايز است كه شب اوّل ماه روزه همه ماه را نيّت كند.
مساءله 248 :
اگر انسان بخواهد غير از روزه رمضان ، روزه واجب ديگرى بگيرد، بنابر اقوى بايد آن را معين كند مثلاً نيّت كند كه ((روزه قضا)) يا ((روزه نذر)) مى گيرم ولى در ماه رمضان ، لازم نيست نيّت كند كه روزه ماه رمضان را مى گيرم .
مساءله 249 :
اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است يا اوّل ماه رمضان ، به نيّت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن ، روزه بگيرد و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است بايد نيّت روزه رمضان كند.
مبطلات روزه
مساءله 250 :
نُه چيز روزه را باطل مى كند:
1 - خوردن و آشاميدن
2 - استمنا
3 - دروغ بستن به خدا و پيغمبر ص و جانشينان پيغمبر و معصومان
4 - رساندن غبار به حلق
5 - جماع
6 - اماله كردن
7 - باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح
8 - فرو بردن تمام سر در آب
9 - قى كردن
احكام مبطلات روزه
خوردن و آشاميدن
مساءله 251 :
اگر روزه دار، چيزى را عمداً بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مى شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز، معمول باشد (مثل نان و آب ) و چه معمول نباشد (مثل خاك و شيره درخت ) و چه كم باشد و چه زياد.
مساءله 252 :
اگر روزه دار، چيزى را سهواً بخورد يا بياشامد، روزه اش باطل نمى شود.
مساءله 253 :
احتياط واجب آن است كه روزه دار، از استعمال آمپولى كه بجاى غذا بكار مى رود، خوددارى كند (بلكه اجتناب خالى از وجه نيست )، ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى كند، يا به جهت ديگر استعمال مى شود، اشكال ندارد.
مساءله 254 :
اگر روزه دار، چيزى را كه بين دندان مانده است ، عمداً فرو ببرد، روزه اش باطل مى شود.
مساءله 255 :
جويدن غذا براى بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولاً به حلق نمى رسد، اگر چه اتّفاقاً به حلق برسد، روزه را باطل نمى كند.
مساءله 256 :
انسان نمى تواند براى ضعف ، روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است كه مشقّت شديدى دارد، به طورى كه معمولاً نمى شود آن را تحمّل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد، ولى اگر تا سال ديگر خوب شد، بايد قضاى آن را بگيرد.
استمناء
مساءله 257 :
اگر روزه دار استمنا كند. يعنى با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد، روزه اش باطل مى شود.
دروغ بستن به خدا و پيغمبر
مساءله 258 :
اگر روزه دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها، به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت ، عمداً نسبت دروغ بدهد، روزه او باطل است . و خالى از وجه نيست كه به دروغ بستن به پيغمبران و جانشينان آنها و حضرت زهرا3 ملحق به دروغ بستن به خدا باشد و روزه را باطل كند.
رساندن غبار غليظ به حلق
مساءله 259 :
رساندن غبار يا دود غليظ به حلق ، بنابر اظهر، روزه را باطل مى كند، چه آن غبار، غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است مثل (غبار آرد) و يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام باشد.
مساءله 260 :
اگر غبار و مانند آن ، بى اختيار، به حلق برسد، روزه باطل نمى شود.
جماع
مساءله 261 :
نزديكى ، روزه را باطل مى كند اگر چه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.
مساءله 262 :
اگر كمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد روزه باطل نمى شود، ولى اگر كسى كه آلتش را بريده اند كمتر از ختنه گاه را داخل كند بطلان و عدم بطلان روزه اش محل اشكال است .
مساءله 263 :
اگر فراموش كند كه روزه است و نزديكى نمايد، يا او را به نزديكى مجبور نمايند، روزه او باطل نمى شود. ولى چنانچه در هنگام نزديكى يادش بيايد، يا ديگر مجبور نباشد، بايد فوراً از حال نزديكى خارج شود و اگر خارج نشود، روزه او باطل است .
اماله
مساءله 264 :
اماله كردن با چيز مايع اگر چه از روى ناچارى و براى معالجه بنابر اظهر روزه را باطل مى كند
باقى ماندن بر جنابت ، حيض و نفاس تا اذان صبح
مساءله 265 :
اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نكند، روزه اش باطل مى شود و كسى كه وظيفه او تيمم است اگر عمداً تيمم ننمايد، روزه اش باطل است .
مساءله 266 :
كسى كه جنب است و مى خواهد روزه واجبى بگيرد كه وقت آن معين است مثل روزه رمضان ، اگر عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود بايد با تيمم روزه بگيرد و روزه او بنابر اظهر صحيح است .
مساءله 267 :
اگر زن در ماه رمضان پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمداً غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمداً تيمم نكند، روزه اش باطل است و وجوب كفاره خالى از وجه نيست .
مساءله 268 :
اگر زن نزديك اذان صبح از حيض و نفاس پاك شود و براى هيچكدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده روزه او صحيح است .
مساءله 269 :
اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، اگر چه نزديك مغرب باشد روزه او باطل است .
مساءله 270 :
اگر زنى كه در حال استحاضه است غسلهاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه گفته شد بجا آورد روزه او صحيح است ، و بى وجه نيست كه صحت روزه او مشروط به انجام غسلى باشد كه بايد براى نماز صبح انجام دهد، ولى بنابر اظهر غسل نمازهاى مغرب و عشاى شب گذشته و شب آينده در صحيح بودن روزه او شرط نيست .
و بنابر احتياط واجب مستحاضه متوسطه هم مثل كثيره انجام غسلى كه بر او واجب است در صحيح بودن روزه اش شرط است ولى وضوى واجب بر مستحاضه قليله ، شرط صحت روزه نيست .
مساءله 271 :
در تمام مواردى كه غسل واجب است اگر نتوانست غسل كند وجوب تيمم خالى از وجه نيست و بنابر احتياط واجب بعد از تيمم بايد تا اذان صبح بيدار بماند.
فرو بردن سر در آب
مساءله 272 :
اگر روزه دار تمام سر را، عمداً در آب فرو برد اگر چه بقيه بدن از آب بيرون باشد بنابر اقوى روزه اش باطل مى شود.
مساءله 273 :
اگر روزه دار با مانع و حائل غليظى ، دور سر را پوشانده باشد و يا سر را به چيزى آغشته كرده باشد كه مانع از رسيدن آب به آن بشود، فرو بردن تمام سر در آب ، بنابر اظهر، روزه را باطل نمى كند.
مساءله 274 :
فرو بردن سر در آب مضاف ، بنابر احوط، روزه را باطل مى كند.
مساءله 275 :
اگر روزه دار بى اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد، يا فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد، روزه او باطل نمى شود.
مساءله 276 :
اگر انسان فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد، يا ديگرى ، به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زير آب ، يادش بيايد كه روزه است ، يا آن شخص دست خود را بردارد، بايد فوراً سر را بيرون آورد و چنانچه بيرون نياورد، روزه اش باطل مى شود.
قى كردن
مساءله 277 :
هر گاه روزه دار، عمداً قى كند، اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد، روزه اش باطل مى شود، ولى اگر سهواً و يا بى اختيار قى كند، اشكال ندارد، ولى نبايد آن را عمداً فرو ببرد.
كفاره روزه
مساءله 278 :
كسى كه روزه ماه مبارك رمضان ، بر او واجب است ، اگر به عمد يا شبه عمد، روزه خود را باطل كند، بايد علاوه بر قضاى آن ، كفّاره هم بدهد.
مساءله 279 :
كسى كه كفّاره روزه رمضان بر او واجب است بايد:
يا يك بنده آزاد كند
يا دو ماه روزه بگيرد
يا شصت فقير را سير كند و يا به هر كدام ، يك مُدّ (تقريبا ده سير) طعام ، يعنى گندم يا جو و مانند اينها، بدهد.
دادن پول طعام كافى نيست ، ولى اگر فقير را در خريدن و قبول آن وكيل كند و فقير نيز انجام دهد، كافى است .
مساءله 280 :
كسى كه مى خواهد به عنوان كفّاره قضاى عمدى ماه رمضان ، دو ماه روزه را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد و اگر بقيه آن پى در پى نباشد، اشكال ندارد.
مساءله 281 :
اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه دار است نزديكى كند چنانچه زن را مجبور كرده باشد كفّاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد ولى اگر در اثناء، زن راضى شود، بنابر احتياط واجب مرد دو كفّاره بدهد و زن يك كفاره و اگر زن به نزديكى راضى بوده بر هر كدام يك كفّاره واجب مى شود.
مساءله 282 :
اگر زنى شوهر روزه دار خود را مجبور كند كه نزديكى نمايد يا كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.
مساءله 283 :
كسى كه به سبب مسافرت يا بيمارى روزه نمى گيرد، نمى تواند زن روزه دار خود را مجبور به نزديكى كند.
مساءله 284 :
اگر كفاره واجب شود و چند سال آنرا بجا نياورد چيزى بر آن اضافه نمى شود.
كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست
مساءله 285 :
اگر كسى مريض باشد به طورى كه بداند يا گمان كند روزه گرفتن براى او ضرر دارد، نبايد روزه بگيرد، و اگر روزه بگيرد روزه اش صحيح نيست ، و در صورت خوف ضرر در صورتى كه خوف او عقلايى باشد، مى تواند روزه اش را افطار كند.
مساءله 286 :
كسى كه به علت پيرى نمى تواند روزه بگيرد يا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست ، و چنانچه تا رمضان بعد بتواند روزه بگيرد، اقوى وجوب قضا است ، و در صورتى كه نتواند تا رمضان بعد روزه را قضا كند، واجب است براى هر روزه يك مُد طعام - كه تقريباً ده سير است - از گندم يا جو و مانند اينها صدقه دهد و همچنين كسى كه توانايى قضاى روزه را داشته ولى به سبب ندانستن حكم ، قضاى آن را تا رمضان بعد تاءخير انداخته ، بايد علاوه بر قضاى روزه به مقدارى كه گفته شد كفاره دهد.
مساءله 287 :
بر پسر يا دخترى كه تازه بالغ شده اند و قدرت بر روزه گرفتن ندارند، روزه واجب نيست و كفاره هم ندارد، ولى قضاء دارد.
مساءله 288 :
زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش يا خودش ضرر دارد، واجب است افطار نمايد و براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد و در هر صورت روزه هايى را كه نگرفته ، بعداً قضا نمايد.
مساءله 289 :
زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است ، چه مادر بچه باشد يا دايه او، چه با اجرت شير بدهد يا بى اجرت ، اگر روزه براى خودش يا بچه اى كه شير مى دهد ضرر دارد، واجب است افطار كند و براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد، و در هر دو صورت روزه هايى را كه نگرفته بعد از برطرف شدن عذر، بايد قضا نمايد، و اگر كسى پيدا شود كه بى اجرت بچه را شير دهد، يا براى شير دادن بچه ، از پدر يا مادر بچه يا از شخص ديگرى كه اجرت او را بدهد اجرت بگيرد، واجب است كه بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.
روزه حرام - روزه مستحب
مساءله 290 :
روزه عيد فطر و قربان حرام است
مساءله 291 :
بنابر احتياط روزه مستحبى براى زن ، بدون اذنِ شوهر صحيح نيست ، چه منافات با حق شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد، و اگر شوهر به خاطر منافات با حقش ، زن را از روزه اى كه به نحوى بر خود واجب نموده منع كند، در صورتى كه وقت روزه وسعت دارد زن نبايد روزه بگيرد، ولى اگر وقت روزه تنگ شود اذن شوهر شرط نيست .
مساءله 292 :
بنابر احتياط مستحب در صحيح بودن روزه مستحبى فرزند، اذن پدر و مادر شرط است ، گرچه بنابر اقوى همين كه موجب ناراحتى آنها نشود و يا نهى نكرده باشند روزه اش صحيح است .
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 19:5 توسط گروهی از اهالی مسجد |

امیدوارم از این مطالب استفاده کرده باشید . تمامی مطالب این قسمت از وبلاگ زیر گرفته شده است:

 

 

http://www.ahkaam.blogfa.com

 

 

حضرت آيت الله العظمی سيد روح الله خمينی (ره)

نشانی : www.imam-khomeini.com

حضرت آيت الله العظمی سید علی خامنه ای

نشانی : www.wilayah.ir

حضرت آيت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی

نشانی : www.lankarani.net

حضرت آيت الله العظمی شيخ محمد تقی بهجت فومنی

نشانی : www.aviny.com/Ahkam/ResalehBahjat

حضرت آيت الله العظمی ميرزا جواد تبريزی

نشانی : www.tabrizi.org

حضرت آيت الله العظمی ناصر مکارم شيرازی

نشانی : www.makaremshirazi.org

حضرت آيت الله العظمی سيد  علی سيستانی

نشانی : www.sistani.org

حضرت آيت الله العظمی  شيخ حسين نوری همدانی

نشانی : www.noorihamedani.com

حضرت آيت الله العظمی شيخ لطف الله صافی گلپايگانی

نشانی : www.saafi.net

حضرت آيت الله العظمی سيد محمد سعيد حکيم

نشانی : www.alhakeem.com

حضرت آيت الله العظمی يوسف صانعی

نشانی : www.saanei.org

حضرت آيت الله العظمی عبد الکريم موسوی اردبيلی

نشانی : www.ardebili.com

حضرت آيت الله العظمی سيد محمد شاهرودی

نشانی : www.shahroudi.org

حضرت آيت الله العظمی ميرزا جواد غروی علياری

نشانی : www.gharavi-aliari.com

لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 17:51 توسط گروهی از اهالی مسجد |




       بررسي ضرورت و جایگاه اتحاد درعصروزمان حاضرکه هرکس بقا وماندن خود را درنابودي ديگران مي جويد,ومی کوشند بابذر نفاق وتفرقه درمیان جوامع اسلامی زمینه­ي استعمارگری خودرافراهم نمایند؛ يک امرضروري ولازم به نظرمي­آيد،که باید جهان اسلام و مسلمانان باتأسی به مکتب اسلام ودرگ این ضرورت ها برای عظمت وکرامت خود درجهت اتحاد وهمدلی همفکری وصمیمیت نشان دهند؛ لذا اين تحقيق کوشيده تا ضرورت و جايگاه اتحاد و انسجام رادرآیات و روايات بررسی و  اشاره نمايد.

کليدواژه ها:  اتحاد، انسجام، وحدت،امت واسلام.

مقدمه

      اتحادوانسجام درعصروزمان معاصر كه هركس بقاوماندن خود را ازطريق زيان ديگران مي جويد،يك امرضروري ولازم به نظر مي آيد،امت وملتي قادربه ادامه ي هستي است كه بتوانداتحاد وانسجام خودرادربرابرطوف مرگ باري كه ازاردوگاههاي قدرتها بر مي خيزدحفظ كرده ودربرابرآن پايداري ومقاومت نمايد .

      فجايع ومظالمي كه درقرون اخيربرملت هاي مسلمان،از طرف قدرتهاي بزرگ صورت گرفته ومي گيردبه علت نداشتن تفاهم واقعي وندانستن مقام وموقعيت جايگاه اسلام وخودمسلمانان است كه اين امر مي طلبد مسلمانان اتحادوانسجام رانه تنها ﴿﴿فضيلت ﴾﴾ دانسته بلكه به عنوان يك امر ضروري وحياتي برآن تأكيدنمايند .

 
 

      جهان اسلام وپيروان پيامبررحمت ومغفرت اگرمي خواهند دراين واويلاي مبارزات بي امان قدرتها،موجوديت خودرا حفظ نموده وبه انجام رسالت عظيم خوددرميان ملت ها توفيق يابند،راهي جزبازگشت به اسلام واقعي،برقراري وحدت،اتحادوانسجام اسلامي كه تمام نيروهاي اسلام رادرفراخناي خود جاي دهد نخواهند داشت؛وبه همين جهت است كه درقرآن ومتون ديني سفارش اكيد نسبت به عدم تنازع واختلاف شده وفرموده است : تشتت واختلاف مايه ي ضعف وسستي جهان اسلام شده، وآنچه كه باعث قدرت،عظمت واقتدار جهان اسلام مي گردد دوري ازاختلاف وتنازع مي باشد که دنياي اسلام درسايه­ي صميميت، محبت،دوستي وهمفکري مي تواند به اقتدار،عظمت وشکوه برسد.  درعصري که تمام قدرت ها عليه حق، انسانيت،تقواوارزش هاي عاليه ي انساني بسيج شده ومي خواهند آنهاراازراه راست ومستقيم منحرف کرده وازاسلام اصيل وواقعي دور کرده واستعمارگري خويش را تداوم بخشد،تنهاراه نجات انسان واقع بين وحقيقت گرا بازگشت به اسلام اصيل ودوري ازظاهر گرايي وچسپيدن به پوسته اسلام است که بايد مسلمانان باتأکيدوتأسي ازمکتب وحدت ويگانه پرستي بيش ازپيش به ملت گرايي خاتمه داده وآنچه راکه اسلام وقرآن به آن دستورداده عمل نمايند زيرا انفاق وتفرقه افگني به هرصورت وشکل وازجانب هرکس صورت پذيرد،بزرگترين خيانت درحق اسلام ومسلمين است .
 

      دانستن جايگاه دين، بصيرت، آگاهي ومعرفت نسبت به آن،ترويج وتعميم اصول وارزش هاي اسلامي درميان جوامع اسلامي، ارتقاءسطح آگاهي، ايمان واعتقادمردم تنهاراه پيوندزنجيرهاي شکسته ورسيدن به اتحادوانسجام اسلامي است. 

      اگردرآن روزسيدجمال الدين ودرعصرحاضررهبران ديني ورهبرمعظم بامعرفت وآگاهي ازمکتب اسلام،نبوت وامامت به ضرورت ونيازمندي اتحاد وانسجام دنياي اسلام اشاره دارندوبراين مسأله تآکيد نموده اند.                  

      به خاطرنيازمندي جهان اسلام به وحدت،صميمت وتفاهم است، که رهبران وحاکمان ممالک اسلامي؛بامجاهدت وفداکارهاي بي ريب ونوع عمل خود،مؤمنين ومسلمانان راازاختلاف،دوگانگي،تفرقه وپراکنده گي به دورنگه داشته وبراي رسيدن به حقيقت مانندچراغ درتاريکي هدايت وراهنمايي نمايند،تاروزي بشود که حق دردنياي بشريت ظهورکرده وپيکرباطل بسوزد.

      قبل ازاين که به ضرورت واهمیت اتحاد وانسجام ازمنظرآيات و روايات بپردازيم.لازم است که به مفهوم شناسي واژه ها، اشاره کنيم تازمينه ي بحث ازضرورت وجایگاه اتحاد فراهم گردد، به طورکلي چهار چوب بحث راچنين مي توان ترسيم وبيان کرد.

الف: مفاهيم وکليات

 ب: جايگاه واهميت اتحاد وانسجام ازمنظرآيات وروايات
1ـ بخش اول : مفاهيم وکليات

      قبل ازپرداختن به مباحث اصلي لازم است واژه هاي کليدي تعريف وروشن شود.
1ـ1 اتحاد

      اتحادمصدرباب افتعال به معناي سازش وموافقت،يگانه شدن دوچيز،يکي شدن،اتحادوهمبستگي دوياچند کشوردريک سياست مشترک مي آيدچنانکه مي فرمايد:

اتحدالقوم: اتفاق وسازش کردند گروه،اتحداتحادالشيئان ؛آن دوچيزيکي شدند.[1]
2ـ 1ـ انسجام

      انسجام مصدراست،يعني همبستگي وراي که اگرچنانچه درکلام به کار رود به معناي روان بودن کلام،عاري بودن آن ازتقعيد وتصنع است،که ملاک ديدگاه اجتماعي بوده ومقصودازآن،هم سويي درعقايد،آرا وکارها است ودراين مدخل ازواژه هاي«جمع»،«حزب»، «عصبه»،«کافه»(لاتفرقو)،(لاتنازعوا)و(واحدة) استفاده شده است.[2]
3ـ 1ـ وحدت

      وحدت مصدر يااسم مصدر ازباب ثلاثي مجرد(وحد يحد وحداً وحدة به سبب حال بودن منصوب است که تثينه وجمع بسته نمي شود،به معناي يکتايي بودن، َيگانه بودن،تنهايي،يگانکي وضد کثرت مي آيد.[3] که ملاک يکي بودن در اعتقادات واصول است،مسلمانان درضمن حفظ اصل،همديگررادربرابر غيرتقويت وحمايت نمايند.

      فرق که جناب آقاي مبلغي واراکي بين اين سه واژه بيان کرده آن است که دروحدت اسلامي همة مسلمين ازنظراعتقادي،اصول ومباني يکي هستند0 اما اتحاد را بيشتربه معناي بحث تقريب که عبارت است ازتشخيص زمينه هاي اختلاف براي به اتحاد رساندن مذاهب گرفته اند، وانسجام را ابزار کارتئوريک وياحتي غير تئوريک ياابزار ارتباط وگفتمان سياسي يا غير سياسي دانستند که مي توان افزون برکارکردهاي خودش بسمت وحدت وبه سمت تقريب خدمتي به آن ها برساند.[4]
بخش دوم
    جايگاه واهميت اتحاد ازمنظرآيات وروايات
1ـ2 اهميت اتحاد ازمنظر آيات.
1-1-2  وحدت وهيبت

      يگانگي،همدلي واتحاد ازمنظر آيات الهي جايگاه بس ويژه ورفيع دارد که مي  فرمايد:عزت، سربلندي،اقتدار وپيوند دلها جزدرپيروي ازحق ودوري ازاختلاف امکان پذيرنخواهد بود بلکه موجب هيبت شماخواهند شد.

(واطيعواالله ورسوله ولاتنازعوافتفشلواوتذهب ريحکم واصبروا ان الله مع الصابرين.)[5]   فرمان خدا وپيامبرش را اطاعت نماييد!ونزاع نکنيد وقدرت(شوکت)شما ازبين نرود!وصبر واستقامت کنيدکه خداوند با استقامت کنندکان است.

      خداوندبراي پيشرفت مسلمانان به يکي ازاصولي اساسي ومهم که پيروي ازرهبرباشد اشاره کرده ومي فرمايد: از پراکندگي وتنازع پرهيز نماييد؛ زيراکشمکش ونزاع و اختلاف ميان مسلمانان باعث سستي وناتواني وضعف درميان شما مي شود و نتيجه اين سستي وفتور، ازميان رفتن قدرت وقوت وهيبت وعظمت شمامسلمانان مي گردد و براي فرار از اين مشکل و ازبين نرفتن هيبت بايد اتحادتان را حفظ کرده که خودموجب حرکت کشتي شما به سوي منزل مقصودميگردد.[6]
 2 -1-2   وحدت والفت.

      يکي ازآياتي که اهميت وجايگاه اتحاد وهمدلي رابيان مي دارد آن است که ايمان وآشنايي به معارف حقه الهي وازبين بردن رذايل وخواهش دلها ازتمتع به ماديات موجب الفت ونزديکي قلب ها مي گردد که انسان بعد ازايمان آوردن به خدا وپذيرفتن تربيت او، خشم ودشمني را ازدلهايشان زايل کرده وجانهايشان راازبخل،تفرقه،دوئيت غلبه هوا وهوس رهايي مي بخشد وبه لطف خداوند برادر يگديگر مي شوند. (والف بين قلوبهم لوانفقت مافي الارض جميعا ماالفت بين قلوبهم ولکن الله الف بينهم.)[7] دلهاي آنهاراباهم الفت داد! اگرتمام آنچه راروي زمين است صرف مي کردي که ميان دلهاي آنان الفت دهي،نمي توانستي! ولي خداوند درميان آنها الفت ايجاد کرد.

      دراين آيه خداوند به اختلاف ميان قوم اوس وخزرج،وياصد گونه اختلاف وشکاف اجتماعي ميان طبقه فقير وغني اشاره دارد که مي فرمايد:اين گونه کينه ها وعداوت ها به وسيله­ي مال،ثروت،جاه ومقام قابل علاج نبوده وتنها چيزي که مي تواند آن کينه هاي راسخ وريشه دار را ازبين ببرد ويک نوع انقلاب ودگرگوني درافکار، انديشه وجانها به وجودآورد ايمان وتوحيداست.چنانکه قرآن درجاي ديگر مي فرمايد:(واذکروانعمت الله عليکم اذکنتم اعداءفالف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا.)[8] ((اين نعمت بزرگ خدا را به خاطر داشته که شما باهم دشمن بوديد اودرميان دلهايتان الفت ايجادکرد ودرپوتو نعمتش برادر يکديگرشديد.[9]طبق فرموده خداوند،الفت وپيونددلهادرسايه­ي ايمان به خدا موجب ازبين رفتن تفرقه واختلاف مي گردد که اين خودعظمت اتحادوهمدلي رامي رساند.
3-1-2   وحدت واقامه دين

      يکي ديگرازآياتي که جايگاه واهميت اتحاد را مي رساند،آيه اي است که اهتمام الهي رابه اتحادمؤمنين درعمل به احکام دين بيان مي دارد،خداوند وقتي درآيات قبل ازين آيه محرمات را بيان مي دارد مي فرمايد:يکي ازمحرمات اين است که صراط  مستقيم را رها کرده و راههاي ديگر را پيروي کنيد،چون اين عمل شمارا از راه­خدا متفرق مي­سازد ودرميان شما ايجاد ­اختلاف مي نمايد  و سرانجام باعث مي شودکه ازصراط مستقيم خدايکسره بيرون شويد.

      خداوند دراين آيه وآيات قبل کليات دين راصراط مستقيم خود خوانده که نه درهدايت پيروان ورسانيدن به هدف،تخلف پذيراست ونه دراجزاي آن و نه دربيان پيروان آن مادامي که پيروند اختلاف هست؛ براي اين که راههاي ديگر، راههاي هواهاي شيطاني است که درتحت يک ضابطة کلي قرارندارد؛ به خلاف راه خدا که اساسش فطرت وآفرينش است،ومعلوم است که درخلقت خدا اختلاف وتغيير وتبديل نيست وان هذا صراطي مستقيمافاتبعوه ولاتتبعواالسبل.(فتفرق بکم عن سبيله.،)اين است راه راست پيروي آن کنيد وازراههاي ديگر که موجب تفرقه شمااست متابعت نکنيد.[10]

      درآية ديگر مي فرمايد:اي پيامبر،ديني که من براي شما تشريع وابلاغ کردم همان دين است که برنوح،موسي وعيسي (ع)وصيت کرده وفرستاده بودم،دين را بر پاداريد ودرآن تفرقه ايجاد نکنيد.(شرع لکم من الدين ماوصي لکم به نوحاوالذي اوحينا اليک وماوصينا به ابراهيم وموسي وعيسي ان ا قيموالدين ولاتتفرقوا.)[11]  دراين آيه خداوند يکي ازدورکن دعوت انبياء اولولعزم را عدم تفرقه دردين دانسته وفرموده است که شما حق نداريد دردين تفرقه ايجاد نماييد ودين خداوند يک دين است که شماوظيفه داريد به دين واحد دعوت نماييد زيرا؛ تفرقه موجب  خونريزي باعث تحميل سليقه هاي شخصي وتحميل آن بردين شده که نتيجه آن چيزي جز بد بختي وشقاوت نخواهد بود. وعامل تفرقه ودوري دلها درزمانهاي قديم وعصر حاضر،حب دنيا،رياست،ظلم وعداوت مي باشدچنان که خداوند اشاره به اين مطلب دارد ومي فرمايد:آن ها راه تفرقه را پيش نگرفتند مگر بعد ازاين که اتمام حجت برآن هاشد، علم و آگاهي برآن هارسيد واين تفرقه جويي به خاطر حب دنيا، رياست، ظلم، حسد وعداوت بود.(وما تفرقواالا من بعدماجاّْئهم العلم بغيا بينهم.)[12] پس اتحاد وانسجام موجب اقامه دين ومعرفي آن به دنيا وباعث پيشرفت وبرتري آن در جهان مي شود که اين خود بيانگراهميت وضرورت اتحاد وانسجام درجامعه اسلامي است.که اگر جامعه اسلامي به اين ضرورت توجه نمايند مي توانند زمينه کرامت وعزت خودرافراهم نموده وبه عزت هميشگي نائل‌ آيند.
4-1- 2   وحدت نعمت الهي

      دربعضي ازآيات ايجاد وحدت، اتحاد و الفت دردلهاي مؤمنان به عنوان نعمت الهي برشمرده شده است. چنان که درسوره آل عمران اشاره به اين مطلب دارد ومي فرمايد:باتأمل، تفکروتدبر نسبت به وضع اندوهبار عربهاي زمان جاهليت که باهم دشمن بودند نظرافکنده که چگونه خداوند درپرتواسلام وايمان دلهاي شان راباهم مربوط ساخت،ودشمنان ديرين را باهم برادر وازآنان ملت واحد به وجودآورد وباعث نجات آنها از پرتگاه آتش گرديد.(واذکروا نعمت الله عليکم اذکنتم اعداء فالف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا. )[13]

      نعمت خدارا برخود،به يادآوريد که چگونه دشمن يگديگر بوديد،واوميان دلهاي شما،الفت ايجادکرده وبه برکت نعمت اوبر ادرشد يد!وشما برلب حفره اي ازآتش بوديد، خداوند شماراازآن نجات داد.آنچه در اين آيه مايه ي تعجب است آن است که خداونداولاً کلمه ((نعمت ))رادوبارتکراروبه اين طريق اهميت موهبت اتفاق وبرادري  گوشزد مي کند.

     ثانياً مسأله تأليف قلوب مؤمنان را به خودنسبت داده ومي گويد: ((خدادر ميان دلهاي شما الفت ايجاد کرد.))واين تعبير اشاره به يک معجزه اجتماعي اسلام شده؛ زيرا اگرسابقه دشمني وعداوت پيشين عرب را مورد دقت وکاوش قراردهيم که چگونه کينه هاي ريشه دار در طول سالهاي متمادي در دلهاي آنها انباشته شده بود و چگونه يک موضوعي کوچک باعث خونريزي وجنگ خونين در ميان آنها مي گرديد. در اين صورت اهميت اين معجزه ي بزرگ اجتماعي اسلام آشکار مي­شود  که اين اتحاد و برادري از طرق عادي غيرممکن بوده که بتواند که از چنان ملت پراکنده وکينه توز نادان ملتي واحد و برادر بسازد وخداوندبود که توانست در ميان عربهاي جاهل وکينه توز  بوسيله­ي نور ايمان و اسلام اخوت، برادري وپيوندقلبي ايجادنمايد  چنانکه ازشاٌن نزول آيات وازطوطة ((شاس بن قس))ميان طائفه ((اوس))و((خزرج))که،سالها باهم جنگ هاي خونين داشتند ودرنهايت با صفا وصميميت  گردهم نشسته مجلس انس به وجود آورده اند)[14] بدست مي آيدکه اتحاد، صميميت  وهمدلي ازنعمت خداوند وازجايگاه بس  اعلي ورفيع برخورداراست که اگر مسلمانان رعايت نمايند به  اقتدار شوکت عظمت وقدرت بي منتهي تبديل شده ومي توانند دربرابرقدرتها وسلطه گران مقاومت نمايند. مولاي رومي مي گويد:        

دوقبـيله اوس و خزرج نام داشـت

                                       هريکي شان جام خون آشام داشت

کينه هاي کهـنه شان ازمصطفي 

                                       محو شــد در نور اسـلام و صفا [15]
5-1 -2  وحدت آيه اي ازآيات الهي

      دربعضي ازآيات خداوند از اتحاد، انسجام، همدلي، صفا، صميميت والفت دلهاي مسلمانان به عنوان آيات ونشانه هاي خويش يادکرده وفرموده است: توجه ودقت مسلمانان به اين آيات ونشانه ها باعث هدايت، سعادت، سرافرازي، اقتدار وعزت مسلمانان مي گردد.(وکذلک يبين الله لکم آياته لعلکم تهتدون.)[16] اين چنين خداوندآيات خود را براي شما آشکار مي سازد، شايد پذيراي هدايت شويد ويا درآيه­ي ديگر وقتي درآيات قبل ازآن ازکفر، ايمان، امر به معروف، نهي ازمنکر، اتحاد و اتفاق سخن مي گويد مي فرمايد: اين ها آيات خدا است که به حق برتومي خوانيم؛(تلک آيات الله نتلوها عليک بالحق.)[17]
    2/2- اهميت اتحاد و اخوت اسلامي در روايات
1/2/2- وحدت و حيات

      پيامبر و ائمه معصومين (س) در سيره و گفتارشان به اتحاد، همبستگي و اخوت ميان مسلمانان اهميت زيادي داده‌اند، اگر چنانچه پيامبر اسلام عقد اخوت ميان مهاجر و انصار برقرار كرده و حضرت علي(ع) در عين حال كه مورد ظلم و جفا قرار داشت بازهم از صف جماعت ميان مسلمين بيرون نرفته و همراه و همگام با خلفا در مقابل بيگانگان مثل كوه استوار و مقاومت نموده بيانگر اهميت همدلي و همياري ميان مسلمانان است. چنان كه پيامبر رحمت مي‌فرمايد: همبستگي ميان افراد جامعه و مسلمانان يكي از علائم حيات آن جامعه؛ كدورت، نفاق، متلاشي شدن و متفرق شدن خاصيت مردگي مسلمانان و جامعه است.«مثل المؤمنين في تواددهم و تراحيمهم و تعاطيفيهم مثل الجسد اذا اشتكي منه عضو تداعي له ساير الجسد بالسهر و الحمي.»[18]مثل مردم با ايمان آن هاي كه زنده به  ايمانند، مثل مؤمنين در همدلي، در دوست داشتن يكديگر، در علاقه‌مند بودن به سرنوشت يكديگر، مثل پيكر زنده است كه اگر عضوي از آن به درد آيد ساير اعضاءبا اين عضو همدردي مي‌كنند.

      در جاي ديگر پيامبر اسلام با تعبير رسا جامعه اسلامي را به اجزاء ساختمان تشبيه كرده و فرموده‌اند: اجزاء ساختمان همه به كمك هم، همديگر را نگه مي‌دارند و چنانچه يك بخش از آن فرو ريزد بقية ساختمان نيز فرو خواهد ريخت، جامعه اسلامي نيز مانند اجزاء يك ساختمانند و اگر چنانچه با هم متحد و همدل نباشند باعث تسلط بيگانگان و فروپاشي دنياي اسلام و مسلمانان خواهند شد. «المؤمن للمؤمن كالبنيان يشيد بعضه بعضًا.»[19] افراد با ايمان نسبت به يكديگر همانند اجزاء ساختمانند كه هر جزئي جزء ديگر را محكم نگاه مي‌دارد.
2-2- وحدت و اخوت

      پيامبر و ائمه معصومين(ع) از اتحاد و همدلي تعبير اخوت دارند و مي‌فرمايند: مسلمانان، اخ، برادر و از روح واحد هستند و برخود روا نمي دارند كه با اختلاف و متفرق شدن بر همديگر ظلم و بيداد نمايند چنان كه پيامبر اسلام مي‌فرمايد: «المسلم اخوالمسلم، لا يظلمه، و لا يخذله، و لا يسلمه»[20] مسلمان برادر مسلمان است، هرگز به او ستم نمي‌كند، دست از ياريش بر نمي‌دارد و او را در برابر حوادث تنها نمي‌گذارد.

      در حديث امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «المؤمن اخو المؤمن، كالجسد الواحد، اذا اشتكي شيئًا منه وجد، الم ذلك في سائر جسده، و ارواحها من روح واحدة.»مؤمن برادر مؤمن است، و همگي به منزله اعضاء يك پيكرند، كه اگر عضوي از آن به درد آيد، ديگر عضوها را نماند قرار و ارواح همگي آن ها از روح واحد گرفته شده.[21] در همين زمينه امام صادق(ع) مي‌فرمايد: همبستگي و نزديكي قلب‌هاي مسلمين و افراد باايمان موجب مي‌شود كه آنها همديگر را عين و چشم خود حساب نمايند، و بر همديگر از جهت فرهنگي، اقتصادي و سياسي خيانت روا ندارند و اگر چنانچه خيانتي از طرف زورگويان و مستعمران جهان در حق جامعه اسلامي صورت گيرد در برابر آن ايستادگي و از خود مقاومت نشان دهند، «المؤمن اخوالمؤمن عينه و دليله،لا يخونه لايظلمه، و لايفشه، و لايعده عدة فيخلفه و.» [22] مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنماي اوست، هرگز به او خيانت نمي‌كند و ستم روا نمي‌دارد، با او غش و تقلب نمي‌كند، هر وعده‌اي را به او دهد تخلف نخواهد كرد.

      پيامبر در حجة ‌الوداع در رابطه با همبستگي، اتحاد و همراهي ملت مسلمانان فرمودند: «ثلاث لا يغل عليهن قلب إمرئيٍ مسلم: اخلاص العمل لله و النصيحة لائمة المسلمين و اللزم لجماعتهم.»[23] سه چيز است كه هرگز دل مرد، مسلمان در مورد آنها نمي‌سوزد و خيانت نمي‌كند: عملي را خالصًا لوجه الله بجا آوردن، خير خواهي براي پيشوايان مسلمانان، همراهي وملازمت جماعت مسلمين.

اگر چنانچنه مسلمانان همگام و هماهنگ باشند نه خود بر ديگران خيانت روا مي‌دارند و نه كساني ديگر مي‌توانند بر عليه شان خيانت نمايند و حضرت علي(ع) به خاطر حفظ اسلام و اتحاد ميان مسلمانان مي‌فرمايد: اگر كار مسلمانان ساماني داشته و وحدت ميان آن ها با رفتن من و كنار گذاشتن من حفظ شود و من بفهمم چنين چيزي امكان پذير است من از حقم گذشته و كنار خواهم رفت. «لقد علمتم اني احق الناس بها من غيري و والله لأسلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جور الّا علي خاصة.» بخدا قسم مي‌دانيد من از ديگران به خلافت شايسته‌ترم، مادامي كه كار مسلمانان ساماني داشته باشد و جزء بر من بر ديگران ستمي نرود، آن را واگذاشته مخالفت نمي‌ورزم. پاداش چنين فضيلت و عملي را از خدا خوستارم و در آنچه شما به خاطر زيور و زينتش با يكديگر رقابت مي‌كنيد زهد مي‌ورزم.[24] باتوجه به اهتمام الهي به اتحاد مؤمنين وعلامت ونعمت قراردادن اتحاد،انسجام وهمدلي ميان مسلمانان فهميده مي شود که اتحاد،همبستگي والفت ميان مسلمانان ازمنظرآيات الهي ,روایات وسیره ائمه معصومین ازجايگاه بالاي برخوردار است که اگرمسلمانان جهان آن را رعايت نمايندمي توانند به اقتدار، شوکت وعظمت نايل آيند وبتوانند دربرابرابرقدرت هاوسلطه گران ايستادگي نمايند.

لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:34 توسط گروهی از اهالی مسجد |

http://www.youtube.com/watch?v=6Fh5Ujkm03Q